|
يعقوب در فراق پسر روز و شب گريست تا ديدگــانش از غــم يوسـف سفيـد شـد من چون كنم كه آنـچه مـرا بود سرپرست يك روز جمــله از نـظــرم ناپديد شـــد سقّا نديده كس به جهـان تشنه جان دهد عبّــاس، تشنــــه در لب دريا شهيــد شـد اكبر ز باب خویـــش تقـــاضای آب كــرد افـســوس و آه از پـــدرش نــاامیـد شــد
لباس کهنه چه حاجت که زیر سمّ ستور تنـی نماند كه پوشند جـامه يا كفنش
اصحاب بر میمنه و میسرۀ لشكر امیرالمؤمنین (ع) تاختند، و آنان را از جای كندند. یكی از فرزندان عقیل نزد آن حضرت آمد، دید سر بر قربوسِ زین نهاده و در خواب است؛ گفت: یا عمّ، میمنه و میسره در هم ریخت و شما همچنان در خوابید! گفت: ای برادرزاده، روز أجل عمّت معین است و از آن در نمیگذرد؛ به خدا سوگند كه عمّت باك ندارد او بیاختیار بر مرگ افتد یا مرگ بر او بیاختیار. آنگاه سوی محمد حنفیه فرستاد و او علمدار بود كه بر این قوم بتاز؛ محمد درنگ كرد و كندی نمود چون پیش روی او تیراندازان بود، میخواست تیرهای آنها به آخر رسد و چون تیر نماند بر آنها تازد. پس علی (ع) نزدیك او شد و گفت: چرا حمله نكردی؟ جواب داد: چنین بینم كه هركس پیش رود، در پیش تیر و نیزه رود، اندكی درنگ میكنم تا تیر در تركش آنان نماند؛ آنگاه بر آنان تازم. علی (ع) فرمود: در میان نیزهها بتاز كه بر تو سپری است از مرگ. پس محمد حنفیه بتاخت و میان تیر و نیزهها بایستاد. علی (ع) نزدیك او بیامد و با دستۀ شمشیر بر او بزد و گفت: رگی از مادر تو را دریافت! و عَلم از او بگرفت و حمله كرد؛ مردم هم با آن حضرت حمله كردند. دشمنان مانند خاكستر كه باد سخت بر آن وزد پراكنده گشتند. این محمدبن حنفیه پسر امیرالمؤمنین (ع) است كه خردمندتر و دلاورتر مردم بود. به قول زهری و جاحظ گفت كه: محمدبن حنفیه، همۀ مردم آینده و رونده و شهری و چادرنشین اعتراف دارند كه او یگانۀ آن روزگار و مردان عصر بود، كاملترین مردم بود. و دلاوری او از نوشتههای مورخین و داستانها كه در جنگ جمل و صفّین روایت كردهاند آشكارا میگردد. و همین او را كافی است كه علمدار امیرالمؤمنین (ع) بود. اما با این دلاوری و بزرگی، در تاختن كندی نمود تا برای دشمن تیر نماند ولیكن پدر و مادرم فدای عباس علمدار حسین (ع) و پهلوان لشكر او. شاهِ جهانِ فضل ابوالفضل نامدار تابنده آفتاب بلند آسمان عشق ماهی چنان نتافت زاوج سپهر فضل شاهی چنین ندید كس اندر جهان عشق بر باد شد ز غیرت او دودمان عقل آباد كرد همّت او خاندان عشق یلی كه چون آهنگ فرات كرد، چهارهزارتن موكّلان آب بر وی تاختند و بر او تیر باریدند، مانند كوهِ در برابر باد استوار بایستاد و میگفت: لا أرهبُ الموتَ إذالموتُ زَقا مرگ اگر مرد است گو پیش من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ من از آن عمری ستانم جاودان آن ز من دلقی ستاند رنگ رنگ ترجمۀ نفسالمهموم/ آيتالله شعرانی
چون حرّبن یزید مردم را دید مصمّم بر قتل امام (ع) شدند و فریاد آن حضرت بشنید كه میفرمود: «أما مِن مُغیثٍ یُغیثنا بوجهِ الله أما مِن ذابٍّ یَذبُّ عَن حَرَم رسولُالله (ص) آیا فریادرسی هست كه در راه خدا به فریاد ما رسد؟ آیا مدافعی هست كه شرّ این مردم را از حرم پیغمبر (ص) بگرداند». حرّ چون این بدید با عمرسعد گفت: ای عمر، راستی با این مرد كارزار خواهی كرد؟ گفت: والله جنگی كنم كه افتادن سرها و بریدن دستها در آن آسانترین كارها باشد. حرّ گفت: این پیشنهاد كه كرد (یعنی بگذارید بازگردد) قبول نمیكنید؟ عمر گفت: اگر كار به دست من بود میپذیرفتم ولیكن امیر تو راضی نشد. پس حرّ بیامد و به دور از مردم به كناری ایستاد و یك تن از عشیرت با وی بود؛ با قرّة بن قیس گفت: امروز اسب خویش را آب دادی؟ (قُرّه گفت: والله به خاطرم گذشت و اندیشه كردم كه میخواهد از جنگ كناره جوید و در كارزار حاضر نگردد و دوست ندارد من ببینم) گفتم: آب ندادهام؛ اكنون میروم آن را آب میدهم. پس از آن جای كه بود دورتر شد و قسم به خدا كه اگر مرا بر كار خود آگاه كرده بود، من هم با او رفته بودم، به امام (ع) میپیوستم. پس اندك اندك با حسین (ع) نزدیك شد. مهاجربن اوس گفت: چه اندیشه داری؟ میخواهی بروی حمله كنی؟ حرّ جواب نداد؛ و اندام او را لرزه گرفته بود. مهاجر با او گفت: در كار تو سخت حیرانم؛ به خدا سوگند كه از تو چنین موقفی ندیدم، و اگر مرا از دلیرترین اهل كوفه پرسیدندی از تو در نمیگذشتم. حرّ گفت: والله خود را میان آتش و دوزخ مُخیّر میبینم و بر بهشت چیزی نمیگزینم هرچند مرا پارهپاره كنند و بسوزانند؛ آنگاه اسب برانگیخت. و آهنگ خدمت حسین (ع) كرد؛ دست بر سر نهاد، میگفت: «اللّهمَّ إلیك أنَبْتُ و فَتُبْ علیَّ فَقدْ أرعَبْتُ قلوبَ أولیائكَ و أولادَ بنتِ نَبیّك». یعنی: «بارخدایا سوی تو بازگشتم، توبۀ من بپذیركه هول و رعب در دل دوستان تو و فرزندان رسول تو افكندم». پس به حسین (ع) پیوست و با او گفت: فدای تو شوم یابن رسولالله، منم كه راه بازگشتن بر تو بستم و همراه تو شدم و در اینجای بر تو تنگ گرفتم و نمیپنداشتم این مردم پیشنهاد تو را نپذیرند و كار را بدینجا كشانند، و به خدا سوگند كه اگر دانستمی چنین شود كه اكنون میبینم، هرگز راه بر تو نگرفتمی؛ و اینك پشیمانم و به خدا از كار خویش توبه كنم. آیا تو برای من توبهای بینی؟ حسین (ع) فرمود: آری، خدا توبۀ تو را بپذیرد؛ فرود آی. گفت: اگر سوار باشم برای تو بهتر باشم از پیاده، و بر این اسب ساعتی پیكار كنم و آخر كار من به نزول كشد. و گفت: چون من نخست به جنگ تو آمدم، خواهم پیش از همه نزد تو كشته شوم. شاید دست در دست جدّ تو زنم روز قیامت. پس حسین (ع) او را إذن جهاد داد. ترجمۀ نفسالمهموم. صفحۀ 219. مترجم: آیتالله شَعرانی قدس سرّه پ.ن۱: عاشورا و شخصيتهای ناب آن فقط مربوط به تاريخ نيست و در هر زمانی ميتوان امام حسينیها و يزيديان را مشاهده كرد. و راه هميشه برای حرّها باز است. پ.ن۲: به سفارش یکی از دوستان این لینکها را قرار می دهم.
بأیّ ذَنْب ٍقُتِلَت
"من کنت مولاه فهذا علیٌ مولاه "عید سعید غدیر خم مبارک باد" *** احمد حنبل، امام مذهب حنبلی به اِسنادش از عبدالرزاق، از پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم روایت کند که: [روزی پیامبر در جمع اصحابش بود كه فرمود:] «هر که خواهد که بنگرد به آدم در دانشش و به نوح در فهمَش و به ابراهیم در خویَش و به موسی در نیایشهایش و به عیسی در سُنتش و به محمد در تمام و کمالش باید که به این مرد که دارد میآید بنگرد» مردم سر کشیدند و دیدند که علی پسر ابوطالب [علیهالسلام] است که دارد میآید، که گویی صخرهای است که از کوه کنده و سرازیر شده و میآید».
قم شـهـر كويـر و شـورهزار نيـسـت مـا بـر كــرانهی دريــا نـشـسـتهايم ميلاد كريمهی أهلبيت عليهمالسلام فاطمهی معصومه سلاماللهعليها و آغاز دههی كرامت را تبريك عرض میكنم. (لينك)
قبل نوشت: میخواستم از مظلوميتت بگويم. میخواستم قسمتی از جعبه سياه جنگ را بگشايم اما چه كنم كه ... گويا تو بايد در همان مظلوميتت باقی بمانی. بعد نوشت: ... او رفت! او رفت و به یكی از گردانها پيوست و بعنوان يك بسيجی ساده و آرپیجی زن به خط مقدم اعزام شد و با وجود اینكه با صدها تانك دشمن مواجه شده بود عقب نشینی نكرد و به درجۀ رفيع شهادت نائل گشت و پیكر مطهرش بعد از سیزده سال به میهن عزيز بازگردانده شد... وصیتنامه نوشت: سلام بر شهیدان راه خدا و سلام بر روح خدا فرماندۀ كل قوا خدایا، تو بنگر كه چگونه عاشقانت برای حفظ ارزشهای والای اسلامی، اینچنین راحت، گرانبهاترین دارایی خویش را در طبق اخلاص نهاده و تقدیم میكنند. خدایا، ببین اسطورههای شهادت، فرزندان ابراهیم، پیروان محمد(ص)، عاشقان خط سرخ حسین (ع)، سربازان گمنام اسلام و مریدان حضرت بقیةالله و نایب بر حقش خمینی كبیر، چگونه حیات را به بازی گرفتهاند و سرمست عشقند.عشق به الله، عشق به شهادت. سربازان پرخروش روحُالله به قبلۀ نور پیوستند و نورافشانی میكنند، همان نوری كه هماینك چشمان تمامی ستمكاران تاریخ را میآزارد و ره را بر مظلومان و مستضعفان میگشاید. یارانمان، یارانمان رفتند، رفتند تا قلۀ فلاح، رفتند تا قبیله نور و به قبیلۀ مظلومان تاریخ پیوستند. رستگار: 3/3/62 پینوشت1: خبرگزاری فارس: پس از شهید حاج علیرضا موحد دانش، فرماندهی لشكر ده سیدالشهدا به حاج كاظم نجفی رستگار سپرده شد. به دلیل مدت زمان كوتاه مسئولیت ایشان و سالها مفقود بودن پیكرش، كمتر نامی از او برده شده است. وی در عملیات بدر جاودانه شد و پیكرش پس از 13 سال به وطن بازگشت. پینوشت2: اگر پنچ دقيقه از عمر شريفتان را برای مطالعۀ اين لينك صرف كنيد ضرر نمیكنيد...
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر، بخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفريد
انسان را از خونى بسته شده آفريد.
بخوان كه پروردگارت از هر كريمى كريمتر است
كسى است كه به وسيله قلم تعليم كرد
آرى انسان را تعليم كرد چيزهايى را كه نمىدانست
افضل الاعمال بعد الایمان ألتودد الی الناس بهترین كارها پس از ایمان به خدا دوستی با مردم است منبع: كنز العمال ، ج ۹ ، ص ۵ ، ح ۲۴۶۵۳
نالهاي سوخته از سينه سوزان آيد وين نوائيست که از گوشه زندان آيد آن چه زندان که سيه چال بود از دهشت شب و روزش به نظر تيره و يکسان آيد هاي هارون که گرفتار تو شد موسي عصر شب و روز تو و او هر دو به پايان آيد سالها اين پسر فاطمه مهمان تو هست هيچ گفتي که چهها بر سر مهمان آيد همدم آن پدر پير ز چندين اولاد طفل اشکي است که از ديده به دامان آيد امشب از غربت او سلسله هم مينالد که آن جگر سوخته را عمر به پايان آيد گرچه اين زمزمه خاموش شود تا به ابد بانگ مظلوميتش از سينه باران آيد "سيد رضا موید»
امام کاظم علیهالسلام به هشام میفرمودند: «ای هشام، امیر مؤمنان علی علیهالسلام به یارانش سفارش میکرد و میفرمود: شما را به ترس از خدا در نهان و آشکار و رعایت داد در خشنودی و خَشم... وصیت میکنم. و نیز شما را سفارش میکنم به اینکه با کسی که از شما بریده بپیوندید و از کسی که به شما ستم کرده گذشت کنید و بر کسی که از شما دریغ داشته ببخشید. و باید نظرتان عبرت، و خاموشیتان اندیشه، و سخنتان ذکر خدا و سرشتتان سخاوت باشد؛ زیرا بخیل به بهشت و سخاوتمند به دوزخ نرود». سایت تبیان
شنبه: ولادت حضرت علی اصغر امام حسین علیهما السلام را تبریک میگويم.
یکشنبه: ولادت حضرت امام محمدتقی علیه السلام هم مبارکتون باشه.
همچنین روز مرد و پدر!
جمعه ۱۵ رجب: وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد.
از ابوهاشم جعفری حکایت شده که دچار تنگدستی شدیدی شدم. به سراغ امام هادی علیه السلام رفتم و با اجازه آن بزرگوار در محضرش نشستم. قبل از آن که سخنی بگویم حضرت فرمود: ابوهاشم! تو میخواهی کدام یک از نعمتهای بیشمار خدای متعال را سپاس گزاری؟ زبانم بند آمد و ندانستم در پاسخ حضرت چه بگویم. حضرت ادامه داد: خداوند ایمان را روزی تو گردانیده و بدین وسیله بدنت را بر آتش (جهنم) حرام گردانیده است، به تو نعمت عافیت داده و از این راه تو را در راه طاعت خود یاری داده، به تو نعمت قناعت (و عزّت نفس) عنایت کرده و با آن تو را از خواری و ذلّت مصون داشته است، ابوهاشم! من این سخنان را برای این گفتم، چون دانستم آمدهای از تنگدستیات شِکوه کنی، و در ضمن دستور دادم صد دینار به تو بدهند.(1) شُکرُ کُلِّ نِعمَةٍ و اِن عَظُمَت اَن تَحمِدَاللهَ عَزّ و جَلّ عَلَیها.(2) شکر هر نعمتی، هر چند عظیم، آن است که خدای متعال را بر آن ستایش کنی. امام صادق علیه السلام 1- بحارالانوار، ج 50، ص 129 . / 2- اصول کافی، ج 2، ص 95 .
امام كاظم (عليه السلام) فرمود: رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرينتر . هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى نوشاند. من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2 اولین دانشگاه اسلامی * راهنمایی راه شناس * به عمل كار برآید * سرچشمه علوم الهی * كار دنیایی = طاعت الهی * جور دیگر باید دید * منبع سایت تبیان
بهانه هستی
فاطمه ای طلیعه عشق! ای بهانه هستی! ای عصاره وجود رسول(ص)!
پیش از تو خدای عالم، بهانه ای برای آفریدن نداشت. عشق بی معنا مانده بود. فخر، فروتنی، بزرگی، آبرو، زیبایی و كمال همه واژه هایی تهی، بی فروغ و بی نشان بودند. تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا كردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مكتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت؛ زیبایی را تو زینت بخشیدی؛ و ... بالاخره كمال نیز بواسطه تو تكامل پذیرفت. مانده ام از تو چه بگویم؟ چگونه بگویم؟ كه قلم درمانده از ستایش توست؛ تویی كه: تجلّی خدایی و خدای تجلّی؛ كه تمام حسنی و حسن تمام؛ كه دخت یكتای رسولی و یكتا دخت رسول؛ كه كوثر حقیقتی و حقیقت كوثر؛ كه چشم روشن رسولی و روشنای چشم رسول (ص)؛ كه محبوبترین همسری و همسر محبوبترین؛ كه فخر كمالی و كمال فخر؛ كه تجسّم عصمتی و عصمت مجسّم؛ كه حقیقت ژرفی و ژرفای حقیقت؛ كه طهارت محضی و محض طهارت؛ كه ... تاریخ هرگز از یاد نخواهد برد آن بامداد رؤیایی،آن پگاه شگرف كه تو در وجود آمدی، گاه شكفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله كنان شعر سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی گنجید، كودكان شادمانه این و آن سو می پریدند. زنان، بر مادر تو، خدیجه، رشک می بردند. و اینك... تو آن ماه تمامی كه روزی از مشرق سرزمین وحی درخشیدن گرفتی و امروز عالمیان همچنان سرگشته و سرمست از حضور شكوهمند تو... ابو القاسم شكوری ............................................... میلاد نور / گردنبند پربركت/ فاطمه، بهشت پیامبر تسبیح حضرت زهرا علیها السلام /شب چه بود؟ طرّه ای از موی تو كتابشناسی حضرت زهرا علیها السلام / برگی از دفتر دل (مدایح) شاخهی طوبی /سرّ مخفی لولاك /كودكی دردانه /سرو باغ محمد مقام حضرت زهرا در كلام رهبری(فیلم) تصاویر ویژه منبع: سایت تبیان
شیخ مرتضی روز هجدهم ذی الحجه ـ عید غدیر ـ سال ۱۲۱۴ هـ. ق. در محله مشایخ انصاری دزفول تولد یافته است. شیخ انصاری از سال ۱۲۶۶ق. تا هنگام وفات ۱۸ جمادی الثانی سال۱۲۸۱ق. ریاست علمیه فقهای شیعه را داشت و مورد تکریم و احترام فوق العاده فقها و دانشمندان و رؤسای کشورهای اسلامی قرار گرفت و نخستین فقیهی بود که یگانه مرجع شیعیان جهان گردید. جهت مشاهده زندگی نامه به ادامه مطلب مراجعه نمایید...
منبع:سايت تبيان
محرم 1383 هجري قمري و مقدمات قيام خونين 15 خرداد 1342 بخشي از سخنان تاريخي امام خميني« قدس سره» دستگيري امام قدس سره و قيام خونين 15 خرداد حتما به ادامه مطلب مراجعه کنید ... خیلی جالبه!!!
فقط کافیه که روی گزینه دلخواه کلیک کنید! آن ها هم زبان به اعتراف گشودند! عصر امام خميني (ره) و انقلاب در حوزه علم و انديشه نگرش استراتژيك امام در مطبوعات جهان منبع: سایت تبیان
شرح زندگی نامه حكیم ابوالقاسم فردوسی استاد بزرگ بی بدیل ، حكیم ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسی طوسی، حماسه سرای بزرگ ایران و یكی از شاعران مشهور عالم و ستاره در خشنده آسمان ادب فارسی و از مفاخر نامبردار ملت ایرانست كه به علت همین عظمت مقام و مرتبت ، سرگذشتش مانند دیگر بزرگان دنیای قدیم با افسانه و روایات مختلف در آمیخته است. مولِد او قریه باژ از قراء ناحیه طابران (یا: طبران) طوس بود، یعنی همانجا كه امروز آرامگاه اوست، و او در آن دِه در حدود سال 329 – 330 هجری، در خانواده ای از طبقه دهقانان چشم به جهان هستی گشود. متن كامل را در ادامه مطلب مشاهده نماييد...
حضرت زینب علیهاالسلام در یک نگاه پر رفت و آمدترین خانه «محله بنیهاشم» را آوای شادی و سرور در آغوش گرفته بود، موج شعف و لبخند همراه با انتظار، فضای خانه و محله را پر کرده بود. همه برای ولادت سومین نوه عزیز پیامبر لحظهشماری میکردند، و دل خوش میداشتند که «مولود فاطمه» را در آغوش بفشارند و گل بوسههای محبت را بر گونههای عطر آگینش نثار گردانند. پس از یک سکوت تقریباً کوتاه، موج شادی در فضا اوج گرفت، و همه با خبر شدند که از دامن زهرا علیهاالسلام، دختر بزرگواری چهره به جهان گشوده است. ادامه مطلب را مشاهده نمایید...
نگاهی به زندگی علامه امینی(ره) سپیده فجر در سال 1320 ه. ق برابر با 1281 ه. ش ستارهای در شهر تبریز، در خانهای سرشار از علم و تقوا بدرخشید و افراد خانواده را سرشار از شادی و شعف نمود. فرزند را عبدالحسین نامیدند تا همواره سینهاش سرشار از عشق اهلبیت علیهم السلام باشد؛ پیوسته در مسیر ایشان گام بردارد و همچون مولایش امام حسین علیهالسلام، شمیم روح افزای ولایت را پراكنده سازد. آری، عبدالحسین به دنیا آمد و الغدیر با او جان گرفت. متن كامل را در ادامه مطلب مشاهده نماييد...
روز بزرگداشت شیخ صدوق دورنمائی از شخصیت او شیخ صدوق ازدیدگاه دانشمندان شیعه اقامت وی در ری موقعیتهای حساس زمان شیخ صدوق شاگردان وی تألیفات شیخ صدوق وفات او
عالمی برخاسته از قوچان یكی از دانشمندان عالم وارسته، جامع علم و عمل و تقوا و معقول و منقول مرحوم آیة الحق حاج سید محمد حسن نجفی معروف به آقا نجفی قوچانی است. ذیلاً به شمه ای از احوالات ظاهری و باطنی آن رجل علم و تقوا می پردازیم. مرحوم آقا نجفی، فرزند سید محمد در حدود سال 1294 ه- ق، مطابق حدود 1256 ه- ش در قریه خسرویه قوچان دیده به جهان گشود. وی در كتاب گرانسنگ خود" سیاحت شرق" در شرح ادوار مختلف حیات مادی و معنوی خویش، تقریباً بطور كامل با قلمی شیرین و شیوا و سلیس به شرح زندگی خود پرداخته و ما اغلب مطالب ذیل را به نقل از سخنان معظم له در اینجا بیان داشته ایم. ادامه مطلب را به همراه قسمتهايي از سياحت غرب مشاهده نماييد...
شرح مختصر زندگانی مولف شهید استاد شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند. متن كامل را در ادامه مطلب مشاهده نماييد...
زندگىنامه ملا احمد نراقى
حوادث سیاسى و اجتماعى زمان وى
روز بزرگداشت شیخ صدوق محمد بن علی بن بابویه قمی معروف به " ابن بابویه" ، " محمد بن بابویه" و " شیخ صدوق" نامی ترین دانشمند گرانمایه و بزرگوار و فقیه و محدث عالیقدر شیعه در نیمه دوم سده چهارم هجری است. پدر شیخ صدوق علی بن الحسین بن بابویه قمی، از فقهای بزرگ اسلام و در زمان امام حسن عسگری و امام زمان می زیسته و مورد احترام آن امامان بوده است . او به دعای امام زمان صاحب سه فرزند شد که محمد (شیخ صدوق) بزرگترین آنها بود. متن كامل را در ادامه مطلب مشاهده نماييد...
در تقويم ما ايرانيان، همه ساله، روز سوم فروردين به عنوان شيخ بهايي در كشور گرامي داشته مي شود. شيخ بهايي دانشمندي است كه با وجود گستردگي وجوه شخصيتي اش كمتر در ميان عامه شناخته شده است. او دانشمندي است كه در حوزه هاي مختلف علمي تحقيق كرده و در تمامي حوزه هاي مختلف علمي صاحب تخصص و تبحر است. بهاءالدين محمدبن عزالدين حسين بن عبدالصمدبن شمس الدين محمدبن علي بن حسين بن محمدبن صالح حارثي همداني عاملي جعبي، معروف به شيخ بهايي، حكيم و فقيه و عارف و منجم و رياضي دان و اديب و شاعر و مورخ بزرگ، در سال 953 قمري در بعلبك از توابع جبل عامل ديده به جهان گشود. ناحية «جبل عامل» همواره يكي از مراكز شيعه در مغرب آسيا بوده است و پيشوايان و دانشمندان شيعه كه از اين ناحيه برخاسته اند، بسيارند. متن كامل را در ادامه مطلب مشاهده نماييد...
اول اردیبهشت ماه در تقویم ملی ایرانیان همزمان با سالروز تولد شیخ اجل سعدی شیرازی كه فرهنگوران او را به عنوان استاد سخن می شناسند،یادروز سعدی نام گرفته است. افزون بریك دهه است كه با مشاركت نهادها و ارگان های فرهنگی فارس، سعدی پژوهان و سعدی شناسان هر سال با اجتماع بر تربت استاد سخن سعدی شیرازی با نكوداشت یاداین پیام آور انسانیت به تبیین آرا و اندیشه های شیخ اجل می پردازند. برای آنكه بدانیم سعدی كیست؟ جایگاه این شاعر گرانمایه در شعر و ادبیات پارسی كجاست و پرداختن به اندیشه های استاد سخن تا چه میزان به عنوان یك نیاز امروزی محسوس است مروری كوتاه بر آنچه درباره افكار و آرا این شاعر گرانمایه بیان شده است می كنیم. بسیاری از دانشوران و سعدی شناسان توجه به آثار واخلاق سعدی و الهام گرفتن از شخصیت برجسته استادسخن را لازمه و ضرورت زندگی امروزی می دانندو معتقدند: توجه به آثار و اندیشه های شیخ اجل موجب بازشناسی فرهنگ غنی ایرانی می شود. متن کامل را در ادامه مطلب مشاهده کنید
شیخ عطار نیشابوری شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری، از بزرگان مشایخ تصوف ایران در قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری است. وی در سال 537 هجری در قریه (کدکن) نیشابور به دنیا آمد؛ و چون در آن شهر به دارو فروشی و عطاری اشتغال داشت، بدین لقب معروف شد. عطار در دکان دارو فروشی به درمان بیماران می پرداخت و به کسب علوم و درک صحبت مشایخ و بزرگان اهل تصوف مانند: شیخ نجم الدین کبری و دیگران نیز روزگار می گذراند. در این راه آنقدر پیش رفت که خود از پیشوایان این طریقت گشت و مقامش بجائی رسید که مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) درباره او گفت: هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
|
درباره وبلاگ![]()
معرفت نفس از آن اموری است که نایل شدن بدان ممکن نیست جز از طریق مکاشفات باطنی و مشاهدات سرّی، وآنها نیز حاصل نمیشود مگر به ریاضات و مجاهدات در خلوتها و پرهیز بسیار از صحبت و حشر و نشر با مردم و انقطاع نمودن از وابستگیهای دنیوی و شهوتهای باطل و تعرفات وهمانی و آرزوهای دروغین آن، و در این امر فقط حفظ کردن قواعد بحثی و به خاطر سپردن مفهومات ذاتی و عرضی کافی نیست.
دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 نویسندگانمسافر أبد...صدرا پیوندها
آخرين منجی
اوقات شرعی
پرسش و پاسخ |