تبليغاتX
بزم عشاق

بزم عشاق

...إلهی اگر گلم یا خارم از آنِ بوستان یارم

برخورد علی علیه السلام با مهاجمین چه بوده است؟

در برخی تواریخ به این مسئله به گونه ای پرداخته شده است، گویا علی علیه السلام در موقع هجوم دشمنان هیچ عكس العملی از خود نشان نداده، اما باید گفت واقعیت امر غیر از این است كه برخی اورده اند كه حضرت بدون هیچ عكس العملی تسلیم خواستۀ آنان شد.

چرا كه هیچ عقل سلیمی باور نمی كند مردی كه پشت جنگاوران عرب را به زمین زده و آنان را نابود ساخته، حال در برابر عده ای فرومایه، مطلقا سكوت كرده و هیچ گونه واكنشی از خود نشان ندهد.

به نظر می رسد این جزء محالات است: فردی هر چند هم ناتوان باشد، ببیند عده ای به خانه اش هجوم برده و زن و فرزندش را مورد ضرب و شتم قرار می دهند، اما هرگز از جایش تكان نخورده و دفاع نكند، چه رسد به غیرت امیرمؤمنان علیه السلام.

واقعیت امر این است كه حضرت علی علیه السلام با مشاهدۀ این جریان، فوراً از جای برخاسته و یقۀ عمَر را گرفته او را به زمین زده، و آنچنان به بینی و گردنش كوبید، و ارادۀ كشتن او را نمود، كه در همان حال به یاد سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله افتاد. اینجا بود كه عمَر را مخاطب قرار داده، فرمود: قسم به خدایی كه محمد را به پیامبری ارج نهاده است،‌ ای پسر صهاك! اگر نبود كه كتابی از طرف خدا گذشته و عهدی كه با رسول خدا صلی الله علیه و آله بسته ام می فهمیدی كه تو نمی توانستی داخل خانۀ من شوی.(اسرار آل محمد، ص:33)

علامۀ مجلسی رحمه الله می افزاید:‌ با فریاد و استغاثۀ عمَر در زیر پای امیرمؤمنان عده ای دیگر به خانۀ علی ریخته و خالد بن ولید شمشیر كشیده و علی را مورد حمله قرار داد، اما حضرت بر او حمله كرد كه وی از رعب و وحشت علی علیه السلام را سوگند داد تا از او دست بردارد. در این هنگام تنی چند از یاران علی علیه السلام باخبر شده و مقداد و سلمان و ابوذر و عمار و بریده اسلمی داخل خانه شده، به كمك علی علیه السلام شتافتند، چیزی نمانده بود كه یك زد و خورد و خونریزی سختی در خانۀ علی علیه السلام رخ دهد- اما ظاهراً از اینكه دست به یك حركت كوبنده علیه مهاجمین نزدند به اشارۀ امیرمؤمنان بوده است- سرانجام امیرمؤمنان را از خانه برای بیعت بیرون برده و مردم به دنبال او راه افتادند.(بحارالأنوار، ج:8 ص: 56)   

فاطمه(س) الگوی حیات زیبا/ محمدجواد مروجی طبسی/ ص:۱۱۶

+نوشته شده در 87/03/17ساعت20:19توسط مسافر أبد... | |